مرا که میشناسی؟؟؟ کسی که شبیه هیچکس...
لابه لای نوشته هایم که بگردی پیدایم میکنی
اگر نوشته هایم را بیابی منم همان حوالی ام حرفهای نگفته بسیارد ارم
حرفهایی که نباید زده شوند باید خورده شوند درست مثل تنقلات روزانه ات
و فریادهایی که باید در گلو محکوم به حبس ابد شوند
و لبخندهایی که شاداب نشانم دهند...
میخندم تایادم نرود تظاهر بهترین کار است...
تا یادم بماند که دیگران مرا خندان میخواهند
میترسم از ان روی خودم که سگ نیست اما اگر بالا بیاید به هیچ سکوتی قناعت نمی کند
میترسم از همین حرفها که از دستم در میروند و میزنمشان
میترسم از خوبی هایم که مدام تحویل میدهم
میترسم از این همه که هستم و به رویم نمی اورم
میترسم از خودم....خودی که رامش کرده ام...
نظرات شما عزیزان:
دو شنبه 2 / 6| Cm |
|
9 AM |.¸¸.•*¨`•Yalda.¸¸.•*¨`•